|
|
آهای آهای کبوترا ... |
|
|
اي گل سرخ آیا از او شنیده اید؟ ای بلبل دیوان مست آیا از او شنیده اید؟
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 22:6 توسط مریم
|
|
||
|
|
خورشید خانم ...خورشید خانم ... |
|
|
خورشيد خانم خورشيد خانم، شب اومده خواستگاري خورشيد خانم يه وقت نري کنيز ديو شب بشي تو قصر ديو شب بايد با بي چراغي سر کني ما عمريه خاطرخواه نور شماييم به خدا خورشيد خانم خورشيد خانم خواستگارت قلابيه ميگن شما منتظرين که شب ستاره دار بشه خورشيد خانم باور نکن اين کلک دوباره رو حتي اگه بگين بمير شب جواب رد نميده اين شب تاريک کلک هفتاد و هفتا جون داره خورشيد خانم طلوع کنين تا اين شب اينجا نمونه |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 21:29 توسط مریم
|
|
||
|
|
این کوزه چو من ... |
|
![]() شايد آنروز كه نقاش خيال روي پيشاني ما نقش كابوس زمان را مي ريخت رنگ مهتاب نبود... رنگ شب بود و سكوت... كه گره هاي ترك خورده ي عشق روي تابوت زمان نقش شدند... نتوانستم من باز كنم چيستي؟
و نسيم قلب اين پنجره از دست غم پرده گوش کن |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند1384ساعت 22:59 توسط مریم
|
|
||
