|
|
خدایا ... |
|
خدايا...هدايتم كن...كه ظلم نكنم...زيرا مي دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است. خدايا...ارشادم كن كه بي انصافي نكنم...زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد. خدايا...راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم...كه بي احترامي به يك انسان ، خدايا...مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده...تا حقايق وجود را ببينم خدايا...پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه گرساز... خدايا...من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل توفان ها هستم، ... خدايا...دلم از ظلم و ستم گرفته است... تو را به عدالتت سوگند مي دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي... خدايا...مي خواهم فقيري بي نياز باشم... خدايا...دردمندم، روحم از شدت درد مي سوزد... تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش... از عالم و عالميان مي گريزم... دکتر مصطفي چمران |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 20:10 توسط مریم
|
|
||
|
|
با تو ... |
|
|
با تو ، همه رنگ هاي اين سرزمين را آشنا مي بينم
با تو ، همه رنگ هاي اين سرزمين مرا نوازش مي کنند با تو ، آهوان اين صحرا دوستان همبازي من اند با تو ، کوه ها حاميان وفادار خاندان من اند با تو ، زمين گهواره اي است که مرا در آغوش خود مي خواباند با تو ، دريا با من مهرباني مي کند با تو ، سپيده هر صبح بر گونه ام بوسه مي زند با تو ، نسيم هر لحظه گيسوانم را شانه مي کند با تو ، من در عطر ياس ها پخش مي شوم با تو ، من در شيره هر نبات مي جوشم با تو ، من در هر شکوفه مي شکفم با تو ، من در طلوع لبخند مي زنم در هر تندر فرياد شوق مي کشم
در غلغل چشمه ها مي خندم در ناي جويباران زمزمه مي کنم با تو ، من در روح طبيعت پنهانم در رگ جاريم ، در نبض با تو ، من بودن را زندگي را شوق را عشق را زيبايي را مهر پاک خداوندي را مي نوشم دکتر علي شريعتي |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 15:46 توسط مریم
|
|
||
|
|
تار ... |
|
|
همه به آن خوشند که زنند به تار چنگی |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 20 تیر1385ساعت 16:4 توسط مریم
|
|
||
|
|
سال نو مبارک... |
|
|
عید شما مبارک همیشه شاد و پیروز باشید |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 3:1 توسط مریم
|
|
||
|
|
آهای آهای کبوترا ... |
|
|
اي گل سرخ آیا از او شنیده اید؟ ای بلبل دیوان مست آیا از او شنیده اید؟
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 22:6 توسط مریم
|
|
||
|
|
خورشید خانم ...خورشید خانم ... |
|
|
خورشيد خانم خورشيد خانم، شب اومده خواستگاري خورشيد خانم يه وقت نري کنيز ديو شب بشي تو قصر ديو شب بايد با بي چراغي سر کني ما عمريه خاطرخواه نور شماييم به خدا خورشيد خانم خورشيد خانم خواستگارت قلابيه ميگن شما منتظرين که شب ستاره دار بشه خورشيد خانم باور نکن اين کلک دوباره رو حتي اگه بگين بمير شب جواب رد نميده اين شب تاريک کلک هفتاد و هفتا جون داره خورشيد خانم طلوع کنين تا اين شب اينجا نمونه |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 21:29 توسط مریم
|
|
||
